داستان مرد همجنسگرایی که از ایران گریخت و در آمریکا مدل لباس زیر شد.

Arad

Arad / Photo Andrew Christian

زمان بهتری برای بازگوکردن داستان مرد همجنسگرای ایرانی ، پس از دستور اخیر رییس جمهور ترامپ در روز جمعه گذشته که پذیرش پناهجو به آمریکا را تعلیق کرده و تعلیق 90 روزه به متقاضیان هفت کشور عمدتا مسلمان را تحمیل میکند، وجود ندارد.

آراد ( که نمیخواهد اسم واقعی اش را استفاده کنیم) در سال 2010 از ایران به آمریکا، جایی که زندگی جدیدی برای خود آغاز کرده است، گریخت.او به عنوان مدل برای طراحان مدی مثل انرو کریستین کار کرده است.در ماه فوریه، کریستسن، اولین کتاب عکاسی از آراد را منتشر کرد.

این مجموعه مصور که رابطه جنسی برابر با آزادی برابر با قدرت است نام دارد، شامل 200 قطعه عکس از مدل های مرد با لباس زیر است. اما این عکس ها به هیچ وجه حاوی پیام های شهوت انگیز نیستند: بلکه پیام این عکس ها این است که قدرت ابراز هویت جنسی معیاری از آزادی افراد است.

“اگر کسی میدانست که من همجنسگرا هستم، کشته میشدم”. اینها سخنان آراد است.

آراد بیست و هفت ساله یکی از مدل های این کتاب مصور است.او به ما جزییات بیشتری از روایت اش را گقت.

“زندگی در ایران اصلا رضایت بخش نبود. مردم هر روز برای امرار معاش تلاش میکنند. به نظر من مهم است که روایت من مطرح شود چرا که بسیاری از افراد تصور اینکه زندگی کردن در کشوری مثل ایران که شهروندانش از ساده ترین حقوق، انتخاب های شخصی، آزادی ها و پیشرفت در زندگی محرومند چگونه است غیر ممکن است.

در ایران من اجازه نداشتم موهایم را طوری که دلم میخواست کوتاه کنم یا ریشم را بتراشم . یا تی شرت مورد علاقه ام را بپوشم. مردم در ایران اجازه ندارند خارج از روابط دگرجنسخواهانه با یکدیگر آشنا شوند یا رابطه جنسی داشته باشند چون همه چیز تحت کنترل دولت است.

اگر کسی متوجه میشد که من همجنسگرا هستم، حتما کشته میشدم.

در ایران روابط جنسی همجنسخواهانه غیر قانونی است و کسانی که همجنسگرایی شان ثابت شود به زندان یا شلاق محکوم میشوند.”

خدمت سربازی

“در ایران خدمت سربازی از سن هجده سالگی اجباری است.آراد هم مثل بقیه به مجبور به خدمت سربازی شد.در همین دوران او تصمیم به فرار از ایران گرفت.

من چون میدانستم که میتوانم در خارج از ایران زندگی دلخواهم را داشته باشم تصمیم به ترک ایران گرفتم . در کشورهایی مثل ایران مردم به حقوق یکدیگر احترام نمیگذارند و اکثر مردم خوشحال نیستند.به دست آوردن آزادی های سیاسی برایم خیلی مهم بود به همین دلیل همه اقوام و خانواده ام را ترک کردم، زندگی ام را با فرار از راه زمینی ترکیه و رد شدن از کوهستان های برفی به خطر انداختم

من پاسپورتی نداشتم در نتیجه مجبور به پرداخت به یک قاچاق بر شدم تا من را تا نیمه راه در کوهستان همراهی کند. هزینه قاچاق بر را خانواده ام پرداخت کردند.

وقتی به ترکیه رسیدم به دلیل داشتن پاسپورت قلابی دستگیر شده و برای شش ماه زندانی شدم.در این مدت ترکیه مشغول آماده کردن زمینه ها برای دیپورت کردن من به ایران، جایی که به دلیل ترک خدمت سربازی به دار آیخته میشدم، بود.

در زندان امکان دادن  پیام به خانواده ام وجود داشت.به این وسیله از خانواده ام خواستم که برایم وکیل بگیرند و از سازمان ملل درخواست پناهندگی ام را ثبت کنند.سازمان ملل تنها به این دلیل که میدانست اگر به ایران برگردم کشته خواهم شد، درخواست پناهندگی من را پذیرفت.”

زندان

“زندانی بودن در ترکیه وحشتناک بود اما در آنجا با ایرانیانی که به دلیل تلاش برای فرار از ایران در زندان بودند آشنا شدم. آنها همان کسانی هستند که در مورد امکان ثبت درخواست پناهندگی در سازمان ملل به من اطلاعات داده و زندگی من را نجات دادند.

پس از آزادی از زندان مجبور به سه سال انتظار در ترکیه شدم تا تمام مراحل پناهندگی ام توسط سازمان ملل به پایان برسد. پس طی مراحل پناهندگی، سازمان ملل با پروازی مرا به دالاس در آمریکا فرستاد. وقتی به آمریکا رسیدم فقط 300 دلار پول داشتم.

در بدو ورود به آمریکا، کسی از سازمان ملل در امور اولیه کمکم میکرد. اما زندگی اصلا آسان نبود. من زبان انگلیسی نمیدانستم و همه چیز برایم جدید بود.

راهنمایم کمک کرد تا کاری در یک شرکت آسانسور سازی پیدا کنم اما درآمد این شغل کافی نبود. علاوه بر اینکه مجبور بودم روزانه یک ساعت و نیم در هر مسیر برای رفتن و برگشتن از کار رکاب بزنم.

سازمان ملل پناهجویان را مجبور میکند که پول بلیط شان به کشور مقصد را بازپرداخت کنند. در نتیجه یکسال اول را صرف بازپرداخت به سازمان ملل کردم.اما حداقل آزاد بودم و رفتار محترمانه ایی با من میشد. من از اینکه مردم آمریکا به یکدیگر احترام میگذاشتند خرسند بودم. چیزی که در ایران وجود نداشت.

من میدانستم که به پول بیشتری نیاز دارم در نتیجه شروع به رقصیدن کردم. شب اولی که به عنوان رقاص کار کردم به اندازه چهار ماه کار کردن در ایران پول درآوردم.”

در حین این کار بود که آراد در مورد اندرو کریستین، طراح مد برای اولین بار اطلاعاتی کسب کرد.او تصمیم گرفت که برای مدل شدن درخواست بدهد.

آراد به عنوان یک مدل استخدام شد و به طور خاص از اینکه اندرو کریستین و تجارتش را وسیله تبلیغ آزادی و توانمندی میکندخرسند است. این تجارت با گروه دگرباشان جنسی لس آنجلس و دیگر خیریه ها همکاری نزدیکی داشته است.

آزادی و شادی مسری هستند.

“وقتی از زندگی در کشوری سرکوبگر مثل ایران به زندگی در کشوری آزاد مثل آمریکا میرسی، احساس میکنی که جهان وارونه شده است. به نظر من آزادی و شادی مسری هستند.من میخواهم برای افزایش امید در جامعه دگرباشان جنسی که در محیطی سرکوبگر، از شهری کوچک در آمریکا یا با خانواده ایی که پذیرای آنها نیست و یا در کشوری مثل ایران که مردم حتی از اولیه ترین آزادی ها برخوردار نیستند ، زندگی میکنند کمک کنم.

من همچنین میخواهم در مورد بدبختی های کسانی که در کشورهای سرکوبگر زندگی میکنند اطلاع رسانی کن و کمک کنم تا مردم آمریکا درک کنند که اکثر مردم خاور میانه مثل من و شما هستند. آنها میخواهند در صلح و آزادی زندگی کنند و به کمک شما نیاز دارند.”

طراح مد، کریستین اندرو به ما گفت: داستان آراد یادآور این مساله است که چطور پذیرفتن پناهجویان در آمریکا نه تنها میتواند زندگی آنها را تغییر دهد بلکه حتی میتواند زندگی آنها را نجات دهد. این یک فاجعه است که خواهران و برادران دگرباش جنسی ما، در کنار دیگران و به دالیل سیاست های سختگیرانه امنیتی ترامپ، کشته میشوند.

من در رابطه با سیاست جدید ترامپ بسیار غمگینم.

دستور رییس جمهور ترامپ، بلافاصله پذیرش پناهجو به این کشور را برای چهار ماه تعلیق کرد. کمپین حقوق بشر این حرکت را مورد اتنقاد قرار داده و گفته است که میتواند به معنای مرگ و زندگی برای تعداد بیشماری از پناهجویان، از جمله پناهجویان دگرباش که از خشونت و تعقیب فرار میکنند باشد.

هنگامی که پذیرش پناهجو از شر گرفته شود،تعداد پناهجویانی که در سال 2017 در آمریکا پذیرفته میشوند از صد هزار نفر به پنجاه هزار نفر کاهش میابد.

آراد میگوید: “من در رابطه با سیاست جدید ترامپ بسیار غمگینم.من فکر میکنم مهم است که مردم آمریکا بدانند که کسانی که به دنبال پناهجویی در آمریکا هستند این کشور را به دلیل وجود آزادی دوست دارند.

من مطمین هستم که این سیاست جدید، موجب رنج بسیار و بی موردی در میان مردم بیگناه که فقط زندگی بهتری میخواهند خواهد شدو این سیاست میتواند حتی در صورتی که مسلمانان تند رو آنرا به عنوان پیامی برای نفرت پراکنی استفاده کنند، اثر معکوس داشته باشد.”

منبع :

Gay Star News

Andrew Christian.com

Nadia Zabehi
Executive Director & President at

نادیا ذابحی، تکتولوژیست ، فمینیست و فعال مستقل در زمینه حقوق زنان ، اعم از زنان پناهنده، مهاجر ، اقلیت ها از هر نوع و گروه ، کودکان و دگرباشان جنسی است.
Nadia Zabehi is a Canadian / Iranian Independent Technologist and Human Rights Activist.

  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

Facebook Comments

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *